محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

58

مجمع الانساب ( فارسى )

ساخته مشتمل بر ذكر تواريخ ملوك تركستان كه يكى از ملوك ترك غلامى زنگى داشت . چون صورت ترك زنگى در تركستان غريب بود عجب مىنمود [ 35 ] پيوسته آن غلام را در مجلس عيش ظاهر كردى . و آن زنگى را قوّتى و شجاعتى و زيركىاى بود . دل پادشاه به دو مايل شد و او را كارهاى بزرگ فرمود تا به نيابت رسيد و عاصى شد و لشكر كرد و پادشاه را بكشت و بر تخت ملك نشست و اكثر تركستان را در تصرّف آورد و مستولى گشت ، و نام او « قراخان » نهادند و اين نام در تركستان بماند كه پادشاه بزرگ را قراخان گويند . در ميان زنگيان قومىاند كه مار خورند و ايشان را مضرّت نكند ، و كمان ايشان بغايت خرد است و زه آن كمان از پوست درختى سازند كه در قوّت با آهن برابرى كند . و از عجايب كه در زنگستان هست جانورى است بر شكل گاو كه آن را « مليط » خوانند و او را دو شاخ هست بر شكل نيزه بر سر جانور كه سردى به او برسد در حال بسوزد ، و از پوست او سپر سازند ، هريك در اندازهء سه گز و آن را « سپر مليط » خوانند و هيچ تير بدان نگذرد و چون كاغذ سفيد است . ديگر از عجايب ، پوست بزى است كه دبّاغى كنند و بغايت نرم شود و رنگ او منقش باشد و از آن موزه‌ها دوزند و آن پوست البته به هيچ‌گونه كهنه نشود و هرگاه كه چركن شود به آب گرم بشويند ، به طراوت اصل باز رود . و غرايب و عجايب زمين اسودان بسيار است . و بدان كه مفصّل و شرح يك قسم از اقسام هفتگانه كه آن فارس است نگفتيم ، زيرا كه مطلوب خود اين قسم است و سخن در آن باب و در اهل و سكّان و متوطّنان و خواصّ و حكّام آن خواهيم گفت ، چه اهل عجم اين طايفه‌اند كه به فارس منسوب‌اند . صفت بعضى از اصناف بنى آدم كه مقيم جزاير و بيشه‌ها و بيابانهااند بدان كه اين صنف از بنى آدم مقيم جزيره‌هااند و از حيّز حدّ استوا بغايت دور ، بدين سبب اخلاق و طبايع ايشان از اعتدال دور است . آنچه از طرف شمال است ، در غايت برودت است و آنچه از طرف جنوب است ، در غايت حرارت . و آنچه شمال است از طرف بلغار است و بلغار ميان مغرب و شمال افتاده و به قطب شمال نزديك است . و از خوارزم تا